X
تبلیغات
اسمس های محمد

اسمس های محمد

به کسانی که دوستشان دارید اسمس بزنید.

·        شکسپیر می گه : وقتی کسی رو دوست داری ، هر چند وقت یکبار بهش یاد آوری کن، تا فراموش نکنه که قلبی براش می تپه .

این یک یاد آوری است.

·        دوستان مثل قطعات پازل هستند، اگر یکیشون گم بشه، هیچی جاشو نمی گیره و پازل هیچ وقت کامل نمی شه. تو یکی از همون قطعاتی که هیچ وقت گمت نمی کنم.

·        میگن اگه به یاد کسی بخوابی خوابشو می بینی ، میمرم برات تا همیشه ببینمت !

·        همیشه نگاهی باور کن که دور شدی در انتظارت بمونه .

·        اگر می شد صدا را دید، چه گلهایی که از باغ صدای تو با هر آواز میشد چید، اگر میشد صدا را دید.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 20:5 توسط محمد |


 

·        هر که ما را یاد کرد... ایزد مرد او را یار باد ، هر که ما را خوار کرد... از عمر برخوردار باد ، هر که اندر راه ما خاری فکند، از دشمنی هر گلی کز باغ وصلش بشکفد، بی خار باد.

·        چرا رو نقاشی ها بی خودی سایه می زنی / این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی / اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو / چرا با حرفات و نگاهت بهم کنایه می زنی .

·         به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ برای تو بهترین کس دنیام می نوسیم دوستت دارم.

·        تو دنیا بعضی چیزها بزرگ و بعضی چیز ها کوچک وبعضی چیزها ساده و بعضی چیزها مهم هستند :

بزرگ مثل عشق

کوچک مثل غم

ساده مثل من

مهم مثل تو

·        می دونی فرق تو با انار چیه؟ انار هزار دونه است ولی تو یه دونه ای .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت 15:49 توسط محمد |


·        اگر دو تا بودی می ذاشتمت روی چشمام حالا که یک دونه ای جات همیشه رو قلبمه.

·        بر خاک بخواب نازنینم ، تختی نیست . آواره شدن ، حکایت سختی نیست ، از پاکی اشکهای خود فهمیدم .لبخند همیشه راز خوشبختی نیست.

·        عاشق و مجنونت شدم . نخونده محمونت شدم . کلی پریشونت شدم . شمع تو شمدونت شدم . خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمری غزل خونت شدم .شعرای ارزونت شدم اما یه جوری مجنونت شدم.

·        یک روز رسد خوشی به اندازه کوه / یک روز رسد غمی به اندازه دشت                                     افسانه زندگی چنین است گلم / در سایه کوه باید از دشت گذشت.

·        دوستی فصل قشنگی است پر از لاله سرخ ، دوستی تفلیق شعور من وتوست ، دوستی رنگ قشنگی است به رنگ آسمان ، دوستی حس عجیبی است میان آفتاب و آب .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت 13:29 توسط محمد |


 

·        غنچه خوشبختی در جای تاریک وبی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک به ماست ولی ما کمتر از آنجا می گذریم و آن دل خود ماست .

·        برای قضاوت در مورد موفقیت خودت ببین چه به دست آورده ای و درقبال آن چه از دست داده ای.

·        همیشه شعله های بزرگ عاشقی ناشی از جرقه های کوچک لبخند است.

·        صدای پایت خوش آهنگی بود برایم عمیقتر از مثنوی سکوتت گویاترین نجواهای عاشقانه و نگاهت صمیمی ترین پیوند.

·        خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود :دوستم بدار

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 18:10 توسط محمد |


* آنکه شاد آمد ودستی به دل ما زد و رفت، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنها یی ما را به رخ ما بکشد طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت.

* میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم  میل صحرا گر کنی من سینه را صحرا کنم ناامیدم گر کنی میمرم اما باز هم در همان حال که میمیرم دعایت می کنم.

* برای آدم نابینا ، شیشه و الماس فرقی نداره پس اگه کسی قدر تو ندونست فکر نکن تو شیشه هستی ، اون طرف نا بیناست.

* اگه میدونستی چقدر دلم برات تنگ شده پیش خودت میگفتی: واااااااااااااااااااااااااای چقدردلش برام تنگ شده !!   

* خوشبخت کسی است که راه قدر دانی از خدمت دیگران را بلد است و شادی دیگران را به قدر شادی خود حس می کند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 23:15 توسط محمد |


·        هر کس که گفت بهر تو مردم ، دروغ گفت / من راست گفتم که برای تو زنده ام .

·        تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟؟ دو تا عاشق . دو همراه که بی هم می میرن. با هم خاکی میشن ، بدونه هم زیره بارون نمیرن ، کاش آدم ها هم یه کم از کفشاشون یاد بگیرن .

·        عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش .

·        شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری و چه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید ، بهار رفت و تو رفتی وهر چه بود گذشت .

·        گفتگوی ماه و نابینا: نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت: تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری ، نابینا گفت: اگه میدیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم .   

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت 22:56 توسط محمد |


·        زندگی گل سرخی است که گلبرگهایش خیالی وخارهایش واقعی است .

·        بجای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن به جای سیل اشکی که فردا در مزارم می ریزی امروز با تبسمی شادم کن به جای متن های تسلیت که فردا برایم می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا .

·        اینگونه زندگی کنیم ساده اما زیبا، مصمم اما بی خیال، متواضع اما سربلند، مهربان اما جدی، سبز اما بی ریا، عاشق اما عاقل .

·        عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس شد ؟

·        از شمع 3 چیز آموخته ام : 1- ایستاده بمیرم 2- بی صدا بمیرم 3- به پای دوست بمیرم .

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن 1389ساعت 14:16 توسط محمد |


·        من طو را از سمیم غلب و با طمام وجودم دوصتت دارم (چیه ؟ مقه بی صوادها دل ندارند )

·        عاشق آن نیست که برای عشقش در سرما آتش روشن کند عاشق آن است که کتش را بدهد به عشقش، خودش سرما بخورد .

·        فرشته ای از اسمان آمد وگفت : کدام را می خواهی ؟ 1000000 دلار یا یک دوست خوب ؟ من گفتم : 1000000 دلار را .  چون تورا داشتم !

·        آدم ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند... وگنجشکها جدی جدی میمیرند... آدمها شوخی شوخی زخم می زنند... و قلب ها جدی جدی می شکنند... و تو شوخی شوخی لبخند می زنی ... و من جدی جدی عا شق میشم .

·        هر وقت که تونستی برف رو سیاه کنی ... پر کلاغ رو سفید کنی ... توی آب یه نفس عمیق بکشی !!            اون وقت که من می تونم فراموشت کنم .

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 22:11 توسط محمد |


به کسانی که دوستشان دارید اسمس بفرستید

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن 1389ساعت 15:19 توسط محمد |